|
گاه نگاهي بر آسمان ادیان
|
دومين شخصيت در دين يهود، موسي است و هموست سامان دهنده ي پرستش خداي واحد عادل(يَهُوه). مي دانيم كه گذشته بر (1200ق م) دين آبا اجدادي يهود، هر چه بود توحيد نبود! و در همين ايام، بني اسرائيل مواجه شدند با يك تجربه خطير ديني كه توس
ط مصلح كُل: موسي سامان يافته بود.
بي ترديد، بزرگ ترين پيشرفت عقيدتي بشر، مرهون ايده و عمل موسي است. توجه كنيد! در سه هزار و اندي سال پيش، يك جوان ـــ كه در دربار قدرتمند ترين بشر روي زمين، مقام بالايي دارد ـــ فرياد آزادي فكر و عقيده سر مي دهد و تنها راه مبارزه با ظلم (حكومت ناعادلانه) را، پذيرش اصلاحات در درون و فكر آدمي مي داند: اعتقاد به خداي واحدِ عادل!!
از خداي او باز خواهيم شنيد.
در میان نُه دین بزرگ که دارنده بنیان گذار مشخصی هستند، دین یهود قدیمی ترین آنهاست، و در میان سه دین بزرگ جهان(یهود، مسیحیت، اسلام) که معتقد به خدایی متشخص، متعالی و خالق اند، نیز .
باوریت به چنین خدایی، بعدها از طریق همو(یهودیت) به دو دین توحیدیِ مسیحیت و سلام منتقل شد.
برای آشنایی با خدای یهود، باید از ابراهیم آغازید. به گواهی تاریخ، سیر و سلوک مذهبی ابراهيم، او را به این مرحله رساند که به یک خدای واحد و محافظ کل معتقد شود. او «اَل» را خدای خویش خواند و «اَل شده: خدای جبال» لقب داد. یک تنه خدایگان نابسامان را وداع گفت و اجدادش را در اعتقاداتشان تنها گذارد. از سال ها دور، اجداد وی، خدایان کهن را که نشان «ترافیم: اشباح، تماثیل سنگی و چوبی» بر تن داشتند، ستایش می کردند.
ابراهیم، حسب فرمانِ «اَل شده» از حران به سمت کنعانیان، سفر آغاز کرد و در آنجا به دعوت گری پرداخت و سر انجام در همان جا آرام گرفت.
دلیری ابراهیم در پس زنیِ شرک فراگیر، ستودنی است: « خداوند بر حضرت ابراهیم تجلی فرمود و به او گفت: من خداوند متعال هستم. در پیش روی من بخرام و کامل شو» (سفر پیدایش، باب17، آیه1)
یهودی و مسیحی، وی را پدر مؤمنین می خواند( سفر پیدایش، باب15، آیه6) همچنان که مسلمان، او را آیین دار و مسلمان(تسلیم حق) (1/130)، و این هرسه وی را «دوست خدا»: (صحیفه اِشَعیا، باب41، آیه8 ؛ نساء/125).
خدای تورات، بحث کردنی است و قابل مطالعه. از قدیم با خودم می گفتم، این باور ارث رسیده به ما (خدا)، قبل تر ها چگونه تصور و تصویر یافته و خدا در تورات، اناجیل و قرآن چرا و کدام یک؟؟...
این ادامه دارد.
در آئين يهود؛ اما خدا كيست؟ و تصوير آن چگونه است؟
تازگي به دو مقاله اين مقوله برخوردم. در نظر آقا ي مهراب صادق نيا، خداي تورات(يهوه)، خدائي ست با دو مشخصه: توانمند و فراتر از ارده آدمي ( در جاهائي بسيار خشن، سختگير و آشوبنده بر آدمي) و آنقدر پر ابهت و دور از آدمي كه حتي اجازه بردن نام اصلي وي جائز نيست! ؛ و ديگر: مداخله گر در تاريخ و سرنوشت آدمي.
و مشخصه انسان در آن آئين، اينكه: وي مُكرَه (مجبور به پذيرش فرمان الهي) است. به اين معنا كه وي نمي داند چرا بايد اوامر را اطاعت كند و لذا وي فقط پذيرنده است.
اصل مقاله را در اينجا بنگريد.
و البته اين نوشته توسط يونس حمامي در اينجا نقد شده است.
به راستي خداي درون جان يا فكرمان همان خداي راننده چرخ زمين و زمان است؟ يا صرفاً يك خداي موهوم و ساخته ذهن بشري؟ در اين باره بيشتر خواهيم گفت.