تبليغاتX
آسمانه
گاه نگاهي بر آسمان ادیان
و مولوی فرمود که روزی اسد الله الغالب، علی بن ابی طالب کرم الله وجهه به نماز صبح به مسجد می رفت. در میانۀ راه دید که پیر مردی یهودی پیش می رود. امیر المؤمنین از آنجا که فتوت و مروت و حسن اخلاق داشت، محافظت ادب پیر کرده پیش نگذشت و آهسته آهسته در پی او می رفت. چون به مسجد رسید حضرت مصطفی (ص) به رکوع اول خمیده بود. در حال به امر جلیل، جبرئیل در رسید دست بر پشت مبارک رسول نهاد تا ساعتی توقف کند که علی مرتضی از ثواب رکعت اول نماز صبح محروم نشود. بعد فراغت حضرت سِرّ پرسید، جبرئیل گفت: سبب، احترام علی بود و پادشاه قدیم ـ سبحانه تعالی ـ روا ندید که علیِّ مکّی از نصابِ ثوابِ نماز صبح بی نصیب ماند.

اکنون جایی که علیِّ مرتضی، پیرک کافر را حرمت داشت چنین کرامات یافت، قیاس کن که اگر عاشق صادقی، پیری را که در ملت مسلمانی محاسن سپید کرده بود اکرام کند، حق تعالی او را در عوضِ آن چه ها بخشد. (به نقل از مناقب العارفین، احمد افلاکی در احوالات مولانا)  

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/02/30ساعت   توسط مهدی قاسمی  | 

قارئون(خوانندگانِ تورات) توسط عانان بن داوود بغدادی(۷۶۷م) و به جهت خروج از تنگنای نصِّ تلمود و تفاسیر تکلف آمیز مفسران عهد عتیق پدید آمد.

عانان پیروان موسی را از خواندن تلمود پرهیز داد؛ چرا که برای تلمود، قدسیت و سندیتی قایل نبود. بنابر این نهضت مهم او رجعت به خواندن اصل کتاب مقدس(تورات) بود. یهودیان اما وی را به همین سبب مبتدع خواندند و پیروانش را «اطفال کتاب!».

از معتقدات آنهاست: حرام شمردن خوردن گوشت، و کراهتِ مراجعه به پزشک جهت استشفا و استعلاج! چرا که در نص کتاب آمده: یهوه شفا دهنده است و بس!

عانان با ابوحنیفه(م: ۱۵۰ق) نیز معاشرت داشته و از وی اصطلاحات فقه اسلامی را فراگرفته است.

قارئون کنونی بیشترشان در اسرائیل، روسیه و اوکراین اند و در مباحث شان از اصطلاحات فقه حنفی هم استفاده می کنند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/02/13ساعت   توسط مهدی قاسمی  | 

     «دو مرد در بيابان سفر مى‏كنند؛ يكى از آنها ذخيره آبش به اندازه‏اى هست كه تا رسيدن به آبادى زنده مى‏ماند. اما اگر اين آب ميان آن دو نفر تقسيم شود، هر دو در آن بيابان تلف خواهند شد. آنها چه بايد بكنند؟»

     حكيمان ميشنايى در اين باره بحث جامعى كرده‌اند و نتيجه‏اى كه به عنوان هَلاخا (به لحاظ ماهيت، قانون است، اما به واسطه ساختار، اصول معيّنى از علم اخلاق، و از نظر ساخت كلى و انعطاف‏ناپذيرى‏اش، به مجموعه‏هاى مدوّن قانونى كه قابليت انطباق با هر حادثه يا اوضاع و احوالى را ندارند، شبيه است) پذيرفته شد اين بود كه مالك آب به تنهايى، آب را مصرف كند و خود را زنده نگه دارد؛ چرا كه «زندگى هر كس در اولويت است.»

     در عين حال، آنها متذكر شدند كه اين نتيجۀ هَلاخايى تنها مربوط به مردم عادى است؛اما عالمان بايد آب را ميان خود و فرد همراهشان تقسيم كنند، حتى اگر بدانند كه اين كار مرگ آنها را در پى دارد.

اين مشكل اساسی (ارتباط و مرز «حقيقت» و «صلح»)، هيچگاه به آسانى حل نشده‏است. آيا عدالت را (كه حقيقت است) بايد بر مصالحه (كه صلح را به همراه مى‏آورد) ترجيح داد؟ يا حقيقتِ مطلق، هيچگاه دست يافتنى نيست؟ بعضى از حكيمان بر اين باور بودند كه مفهوم مصالحه با انگارۀ عدالت در تعارض است پس قضات نبايد به طرفين دعوا پيشنهاد مصالحه دهند! اين در حالى است كه عالمان ديگرى معتقد بودند كه هر مصالحه‏اى بهتر از صدور رأيى، هرچند عادلانه، است كه به زيان يكى از طرفين دعوا باشد.زندگی هر کس در اولویت است!!

     مسأله «حقيقت» و «صلح» با نهى شديد از دروغ‏گويى از يك سو، و لزوم پرهيز از وارد كردن صدمه از ديگر سو، نيز در ارتباط است. حكيمان هم از «حقيقت، مُهر خداوند سبحان است» سخن به ميان آورده‏اند و هم از صلح، با اين تعبير كه «صلح، نام خداست». در واقع، آنان آشكارا «دگرگون نشان دادن [حقيقت‏] براى رسيدن به صلح» را مجاز مى‏شمارند؛ يعنى اگر روشن شود كه با دروغ گفتن، صلح و آشتى ميان طرفين دعوا برقرار مى‏گردد، يا به واسطه دروغ‏گويى مى‏توان از ورود ضرر و زيان جلوگيرى كرد، آنها اين كار را مجاز مى‏دانند.

     علاوه بر اين حد و مرزهاى هَلاخايى، مفهوم كاملاً شناخته شده ديگرى در حقوق مدنى، درباره مردى كه در روابط خصوصى خود با ديگران، با گذشت و بردبارى عمل مى‏كند، وجود دارد. درباره چنين آدمى گفته شده است كه خداوند به ازاى اين رفتار، تمامى گناهان او را مى‏بخشد. انسان‏هاى آرمانى چنين توصيف شده‏اند: «كسانى كه اگر توهين شوند توهين نكنند، اگر بى‏آبرويى بشنوند پاسخ نگويند، عملشان برآمده از عشق است و از تحمل درد و رنج لذت مى‏برند.» درباره آنها نوشته شده است: «و آنهايى كه به او عشق مى‏ورزند، در درخشندگى همانند خورشيد خواهند بود

+ نوشته شده در  شنبه 1386/02/01ساعت   توسط مهدی قاسمی  |