|
گاه نگاهي بر آسمان ادیان
|
آیۀ ۳۸/بقره تلنگری است به باور عامۀ یهود نسبت به دین و کتاب آسمانی شان. خداوند، پیروان/ مقلدان شرایع را از تقلید ممنوع! پرهیز می دهد و بالعکس، تقلید صحیح را آموزش.
« و منهم اُمّیّون لایَعلمونَ الکتابَ الا أمانیَّ و إن هم الا یَظُنّون»: برخی عوام یهود که سوادی ندارند، توارات را جز آمال و آرزوی باطل خویش نپندارند و تنها پابستِ پندار خام خویشند.
در مسأله تقلید، نکتۀ جالب توجه، تطبیق نوع نگرش شیعه با کیش یهود است. من در احوالات عصر ظهور عیسی می خواندم که بزرگ ترین مخالفان وی، همین روحانیون/ ربی های یهود بودند. و عیسای مسیح محکوم بود به اینکه در روز عید فصح آنهم در معبد اورشلیم پای خویش را بر بساط کرسی ربی ها می زند و جماعت شان را با عبارت: وای بر شما ای کاتبان و فریسیان ریاکار! خطاب می کند. عیسی حتی به انصار می گوید: «مثل اعمال ایشان(روحانیت یهود) مکنید؛ زیرا می گویند و نمی کنند. زیرا بارهای گران و دشوار را بر دوش مردم می بندند و خود نمی خواهند آنرا به یک انگشت حرکت دهند. انجیل متّی ۲۳/۳
قصدم تطبیق اصل تقلید بین آیین تشیع با یهود بود. امام صادق ع ذیل آیۀ یاد شده فرمود:
بین عوامنا و علمائنا و بین عوام الیهود و علمائهم فرق من جهة و تسویة من جهة؛ اما من حیث استووا فإن الله قد ذمّ عوامَنا بتقلیدهم علمائَهم کما قد ذمّ عوامُهم و اما من حیث افترقوا فلا ... و اضطرّوا بمعارف قلوبهم الی أنّ من یفعل ما یفعلونه فاسق لایجوز أن یصدق علی الله و علی الوسائط بین الخلق و بین الله.
مضمون: عوام و علمای مذهبی شیعه با نوع یهودی شان از جهتی اختلاف دارند و از جهتی اشتراک.
نقطۀ اشتراک شان اینست که خدا هر دو گروه را در صورت تقلید کورکرانه شان مذمت کرده است.
اما تفاوت تقلید شیعه با تقلید عوام یهود در اینست که عوام یهود در مواجهه با دروغ و رشوه خواری آشکار و پنهان روحانی هاشان رودربایستی داشته یا رشوه گیری می کردند و سکوت می کردند؛ لذا حب و بغض شخصی را دخالت می دادند و حق و نا حق می کردند؛ اما عوام شیعه پیروی چنین علمای فاسقی نیستند یا اینکه نبایند باشند. (وسائل الشیعه ۱۸/۹۴)
بنابراین اجتهاد پیشرو در مذهب شیعه در گروی نظر داشتِ خصوصیات مهم، ساده اما سنگینی است:
« فأما من کان من الفقهاء: ۱. صائناً لنفسه، ۲. حافظاً لدینه، ۳. مخالفاً علی هواه، ۴. مطیعاً لامر مولاه، فللعوام أن یقلدوه»